سرزمین کربلا و دانستنیهای مهم آن برای عموم
مهر 16, 1398
تور کربلا اقساطی – سفر به سرزمین عاشقان امام حسین
مهر 20, 1398

عشق حسین را بهتر درک کنیم و بهره بگیریم

صفحه اصلی سایت بعثت گشت توانا
عشق حسین در مذهب تشیّع نماد عشق واقعی و شیفتگى است و عنصر محبّت در مکتب تشیّع دخالت تام دارد .تاریخ تشیّع نیز با یک سلسله از شیفتگان و شیدایان و جانبازان سر از پا نشناخته توأم است. شیدایان و علاقه‏ مندان به پیامبر اکرم(ص) همچون ابوذر غفارى، مقداد، سلمان و عاشقان شیدایان على(ع) همچون رشید هجرى، میثم تمار، مقداد، قنبر، سوده همدانى و سعصعة بن صوحان.
اوج این شیدایى که عشق نام مى‏گیرد، در عرصه کربلا به نمایش درآمد، چنان که على(ع) سالها قبل از شهادت آنان در حالى که دو چشم او را اشک پر کرده بود، فرمود: «هذا مناخ رکاب و مصارع عشّاق شهداءٍ لایسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من بعدهم؛ اینجا محل بارها (و سوار شدن) و جایگاه شهادت عاشقان شهیدند، که کسى آنها را (بر این شهادت عاشقانه) پیشى نگرفته است و بعد از آنها نیز کسى به آنها ملحق نخواهد شد.»
به حق شهداى کربلا ذوب درعشق حسین(ع) بودند. به همین جهت، نیز به تمام آثار محبّت راه پیدا نمودند. آنها بر اثر عشق حسین(ع) قدرت و شجاعت و توان یافتند تا آنجا که شب عاشورا تا صبح عبادت نمودند و روز عاشورا با تمام خستگی‏ها و گرسنگی‏ها و تشنگیها، مردانه جنگیدند و حماسه جاودانه عاشورا را ورق زدند.

عشق حسین و ماجرای رسول ترک

در یکی از محله‌های مذهبی تبریز و در یک خانواده معمولی به دنیا آمد؛ محله‌ای که به جهت تعدد مسجد و هیئت‌های مذهبی، فرهنگ حسینی در آن موج می‌زد؛ محله‌ای که در تاسوعا و عاشورای حسینی پر از دسته و تکیه می‌شد و بوی کربلا می‌گرفت.

رسول هم مثل همه بچه‌محل‌هایش از‌‌ همان کودکی وارد هیئت و دسته‌های عزاداری شد و سال‌های جوانی خود را در بازار تبریز نزد یک تاجر پارچه گذراند. حقوق حلال و خوبی داشت اما کم‌کم دوستان نابابی پیدا کرد و درنهایت کارش به لاابالی‌گری و خلاف کشیده شد.

مدتی بعد رسول برای ادامه بزهکاری‌هایش به تهران رفت.  وقتی به تهران ‌رفت، خلافکاری‌هایش بیشتر شد؛ به‌گونه‌ای که برخی از دوستانش می‌گفتند رسول ترک که زور و بازوی مادر‌زادی داشت، در تهران شروع به قلدر بازی و زورگیری و مستی کرد.

در یکی از شب‌های ماه محرم به حسینیه آذری‌زبانان می‌رود اما اهالی حسینیه او را از محفل حسین بیرون می‌کنند. رسول با تمام قلدری‌ای که داشت سرش را پایین می‌اندازد و بیرون می‌آید.

او از آن شب در این فکر بود در جلساتی حاضر شود که کسی او را نشناسد. بعد‌ها نیز یکی از توصیه‌های مکررش به دوستان این بود که گاهی در جلسات ساده و بی حاشیه حضور داشته باشید که کسی شما را نشناسد.

حضور مسئول هیئت در خانه رسول ترک

هنوز هوا کامل روشن نشده بود که مسئول هیئت، به خانه رسول می‌رود و از او طلب بخشش می‌کند و می‌خواهد شب‌های بعد در جلسه حضور داشته باشد. وقتی سرپرست هیئت قصد خداحافظی از رسول را دارد، رسول جلوی او را می‌گیرد و از او درخواست می‌کند بگوید چرا به این زودی نظرش عوض شده. مسئول هیئت به‌ناچار ماجرا را برای او تعریف می‌کند و می‌گوید دیشب با تصمیم من، تو را از محفل امام حسین علیه‌السلام بیرون کردند اما همین دیشب رؤیایی دیدم که در صحرای کربلا هستم و به‌سوی خیمه‌های امام حسین حرکت می‌کنم. وقتی به خیمه‌ها نزدیک شدم دیدم سگی در حال نگهبانی از خیمه‌هاست. می‌خواستم جلو‌تر بروم که ناگهان نگاهم به سر و کله آن سگ افتاد. شوکه شدم. بدنم می‌لرزید چراکه سر و کله‌ آن حیوان صورت تو بود.

همان لحظه آتشی به جان رسول می‌افتد و به‌شدت به هم می‌ریزد. عشق حسین در وجود او شکوفا میشود.  حاج رسول از آن پس خلق و خوی انسانی پیدا می‌کند و نام خود را در لیست عاشقان اهل‌بیت علیهم‌السلام ثبت می‌کند.

او در لحظه جان دادن درخواستش حضور امام حسین (ع) بر بالینش قبل از عزرائیل بود.  بر حسب حالت او در لحظه جان دادن این مهم مصداق پیدا کرد.

معلولیت مانعی برای ابراز عشق حسین نیست

ای جهان به نظاره بنشین عشق این مرد را به مولای بی سر و کفنش! آقای “داخل خدم” مردی از اهالی شهرستان الکحلاء از توابع استان میسان در جنوب عراق است که علیرغم معلولیت حرکتی مادر زادی که با آن مواجه است، بهمراه زائران پیاده به سمت کربلا در حرکت است تا به جهانيان بگوید که دیوانه عشق حسین است! او تصمیم خود را گرفته، آری او می خواهد روی دو زانوی خود به درب باب القبله حرم مطهر امام حسین علیه السلام برسد و ارادتش را به مولای بی سر و کفنش اثبات نماید. این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست.

لازم به یادآوری است؛ طی این مسیر برای افراد سالم بیش از 8 روز بطول می انجامد. حال باید پرسید این مرد عاشق تا چند روز دیگر به جوار مولایش خواهد رسید؟ این مرد هرگونه کمکی را رد می نماید و هنگامی که خبرنگار حرم مطهر دلیل حرکتش به سوی کربلا را پرسید در یک جمله گفت: همین بس که مقصد حسین است! عشق عشق حسین است و بس!

 

عشق و علاقه سقای امام حسین (ع)

قطرات اشک بر گونه‌هایش خودنمایی می‌کند و با دستانی چروکیده که حاصل خدمت سالیان طولانی در هیات اباعبدالحسین(ع) و آیین سقایی است، سیب‌های سرخ را در کشکول زرینی کنار هم می‌چیند و زیر لب زمزمه‌کنان می‌گوید: «ما را به عشق حسین آفریده اند».

این سقای موی سپید همدانی که هم نام مولایش امام حسین(ع) است با لحنی آکنده از آرامش و متانت می‌گوید: سوگواری و عزاداری برای سید و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (ع) تنها عشق می خواهد و بس… .

“سید حسین روح‌بخش” راوی قصه دلدادگی به ائمه اطهار(ع) به سالها قبل بر می‌گردد و سخن از عشق و دلدادگی بزرگ مردی بر زبان جاری می‌ کند که زندگی خود را وقف خاندان سید الشهدا (ع) کرده بود.

این پیرمرد عاشق اهل بیت(ع) در حالی که به عکس های قدیمی نصب شده در هیات خیره شده بود گریزی به گذشته های دور می زند جایی که پدرش سید احمد با تاسی از ابوالفضل العباس (ع) سقای دشت کربلا آیین سقایی را آغاز می‌کند.

او می‌گوید: آیین عزاداری سقایی همدان در سال ۱۲۷۷ خورشیدی تاسیس شده و موسس عزاداری سقایی در همدان مرحوم پدرم است که با کمک مرحوم کربلائی ابوالقاسم سقا، هیات سقایی عباسیه جولان را به عنوان اولین هیات سقای همدان پایه گذاری کردند.

سقای عاشق امام حسین

عشق حسین عامل شور و انگیزه رزمندگان

امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) الگو‌هایی تمام‌نشدنی برای رزمندگان بودند. آن‌ها نوای یاحسین بر لب داشتند و در دل‌شان عشق به مولایشان زبانه می‌کشید. رزمندگان با یاد و خاطره سیدالشهدا (ع) راهی جبهه می‌شدند تا عشق حسین برایشان قوت قلب باشد. به نیکی می‌دانستند عاشورا بار دیگر در حال تکرار شدن است و زمانه حسینی عمل کردن‌شان را می‌طلبد؛ و این‌گونه جبهه‌های حق علیه باطل انسان‌های پاک‌سرشتی را به خود دید که پرچم سرخ عاشورا را در دست گرفتند و حماسه‌های حسینی آفریدند.

شهید محمدرضا ایزدپور در حیات بابرکتش جز عشق به امام حسین (ع) چیز دیگری نمی‌شناخت. شهید ایزدپور عاشق سیدالشهدا (ع) بود و در یکی از دست‌نوشته‌هایش چنین نوشته بود: «حسین (ع) زیباست. کار حسین (ع) زیباست. ذکر مصیبت حسین (ع) مخصوص عاشورا و محرم نیست. حسین (ع) همه جا هست و نزدیک‌ترین جا، قلب خودمان است.»

در جبهه در هر محفلی که می‌نشست می‌گفت عشق حسین بن علی (ع) ما را به این وادی کشانده و بس. پیش از شهادت از مادرش خواسته بود مراسم مرا بسیار ساده بگیرید، سردر خانه پرچم عزاداری حسین را نصب کنید و جز اسم حسین، اسم دیگری بر در خانه نزنید، بر روی سنگ قبرم بنویسید فدایی امام حسین (ع) «انشاءالله قبول کند.»

تور کربلا هوایی 7 شبه
تور کربلا هوایی 4 شبه
تور کربلا زمینی 6 شبه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.